درباره اثر نقاشی تدفین آتالا نوشته سایه دادفر(داورزنی)

تدفین آتالا

جریان دو جنبش بزرگ باروک[۱] و روکوکو[۲] با فاصله ی کوتاه و تقریبا درهم­آمیخته پل اتصالی بود بین هنرمندان دوره ی کلاسیک[۳] و دوره ی رمانتیک (اواخر سده ی ۱۸) که در این گذار بن­مایه های اصیل خردگرایی و قاعده مندی دوران کلاسیک را با خود حمل کرده و با گذر از عصر روشنگری و انقلاب صنعتی،اکنون در میانه ی عصر انقلاب های مردمی جنبشی عمیق و تاثیر گذار به نام رمانتیسم را نمایان می کردند.تجارب ادراکی و عاطفی انسان که از ژرفای وجود برمی خاست از “فرانسیسکو گویا”[۴] که در تلاش برای رهایی از سنت های سخت­آیین مسیحیت سنتی می کوشید تا جایی برای ابراز و بیان حس مشارکت در شکستن ستون های پولادین هنجارهای جامعه ی کلیسایی بیابد نمود پیدا کرد وبا ژاک لویی داوی[۵]د واحیای تحسین برانگیزو قدرتمند ادیبات در نقاشی توسط او که از رنسانس آغاز شده بود،در شاگردانش چون “ژیروده” و “گرو” ادامه یافت و در این راه از شورانگیزی ها وهیجان های باروک و روکوکو مایه گرفت و حساسیت های ظریف رمانتیک را با “دلاکروا” درنقاشی به اوج رساند .

یکی از آثاربرجسته ی رمانتیسم،که هسته ی درون ذاتی کلاسیک نویسنده و تاثیر عمیق حساسیت های پرشور رمانتیک را به خوبی عیان می کند داستان «آتالا »ست اثر فرانسوا-رنه شاتو بریان[۶]. در این داستان حضور قوی و انکار ناپذیر کلیسا را در مقابل برون­ریزی ادراکات و عواطف فردی و نبرد ملموس این دوگانه ی خیر وشر دوران را در گذار زمانه اش به صورتی ظریف و آشکار شاهد هستیم.آتالا دختر رئیس یک قبیله ی سرخپوست عاشق پسری می شود که از زندگی شهری فرار کرده به قبیله ی خویش بازگشته است(چاکتاس پسری که در کودکی توسط یک مرد اسپانیایی به شهر برده و بزرگ می شود ولی زندگی شهری را برنمی تابد و به قبیله ی خود بازمی گردد) آتالا او را که اسیر مردان قبیله ی خود شده نجات میدهد و با هم می گریزند.شاتوبریان عشقی آتشین– جهش روح – که از ویژگی های زمانه ی خویش-رمانتیک است را در داستان بیان می کند وآن را در مقابل عهدی که دختر جوان با مادرمسیحی شده ی خویش بسته[برای باکره ماندن]قرار می دهد و سرانجام دختر جوان با پایان دادن به زندگی خویش بخاطر پایبندی به عهد مذهبی خود و حزن و غم عاشقانه ی مرد عاشق از مرگ معشوق،پایان تراژیکی را برای داستان رقم میزند و چنان ماهرانه ذهن خواننده را در نزاع بین قواعد مذهب کلیسایی وخواهش های عاطفی شدید فرد درگیر می کند و درعین حال که  شکوه پالاینده ی خرد و عقل را در سایه ی کلیسا بیان می کند برای نمایان ساختن شعله های پرزبانه ی احساسات عمیق قلب انسان  نیز کم نمی گذارد و از هر دو سو چنان سخن می گوید که تا پایان داستان،خواننده هنوز نمی داند که جانب کدام را گرفته و چه بسا که ناخواسته به هردوسوی رای می دهد.

آن لویی ژیروده  شاگرد ژاک لوئی داوید نقاش رئالیست-رمانتیست فرانسوی،نیز دست در دست شاتو بریان گذاشته و این تقابل احساسات و عواطف فردی و کلیسا را به گونه ای تحسین برانگیز در پرده ای به تصویر کشیده است و اثری “بی چون و چرا رمانتیک”خلق کرده است.

همانگونه که در کتاب “هنر در گذر زمان”(هلن گاردنر)آورده است ژیروده جسورانه  مذهب و شور جنسی را در کنار یکدیگر قرار می دهد و آن دو را با موضوع مرگ و تدفین به هم پیوند می دهد. ژیروده در این اثر،سه نماد را در یک قاب جمع کرده است.کشیش که نماد مذهب کلیسایی ست، دخترجوان نماد تعهد به مادر مسیحی شده و مرد جوان نماد شور جنسی و احساسات عمیق انسانی.چهره ی محزون و متاثر کشیش که نماینده ی نقش تسلی بخشی مذهب است وگویی جسم بی جان دختررا از چرایی این مرگ سرزنش می کند وهمزمان تعهد مسیحی اش را می ستاید و سوگواری تاثیر گذار و خداحافظی تراژیک عاشق سرسخت که درعین یاری رساندن به کشیش برای به خاک سپاری گویی که نمی خواهد از او جدا شود و بازتاب عمیق این رنج در چهره و موهای پریشان او و زیبایی معصوم و بی آلایشی که در چهره ی دختر جوان نشان می دهد ، از ویژگیهای یک اثر رمانتیسم است. گویا ژیروده با قلب مخاطب خویش سروکاری مستقیم دارد وآن را با به تصویر کشیدن لحظه ای دراماتیک که دربرگیرنده ی تمامی عشق به نظر می آید ، نشانه گرفته است .

برجسته نمایی های سبک کلاسیسم و همینطورتاثیراز شیوه ی تنبریسم[۷]( تضاد شدید روشنایی – تاریکی ) که از ویژگیهای آثار کاراوادجوی باروکی ست با شور عاطفی دوران رومانتیک که همزمان وامدار شورانگیزی روکوکوست،شاخص های برجسته ی این اثر بی نظیر است.


[۱] پایان سده ۱۶ تا اواخر سده ۱۸ در اروپا.

[۲] روکوکو ترکیبی از واژه روکای و باروکو است که با طبقه متوسط اروپایی آغاز شد و تاثیرات عمیقی بر دوره رمانتیسم گذاشت

[۳] کلاسیسیم-سده ۱۷ و ۱۸در اروپا با رویکرد بازگشت به بنیادهای زیبایی در روم و یونان باستان

[۴] نقاش اسپانیایی(۱۷۴۶-۱۸۲۸)

[۵] نقاش فرانسوی(۱۷۴۸-۱۸۲۵)

[۶] ۱۷۶۸-۱۸۴۸نویسنده فرانسوی

[۷] تاریک­نمایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.