کتاب هستبن و جهت نوشته معین کمالی

درباره کتاب هستبن و جهت(اندیشه ای درباره سوگیری در فلسفه و معیار سنجش آن)

پیش گفتار اول کتاب هستبن و جهت

این کتاب در رده ای از جریانات خود تفکری انتقادی درباره سوگیری در فلسفه یا نظام اندیشمندی بن گرا است و در رده ای دیگر سعی در معرفی سکوی پدیدارشناختی این نقد دارد.این سکو که پیشتر در نوشته های اینجانب به ویژه در کتاب کوچکی به نام فلسفه مشاهده معرفی شده بود،اینک با تشریح و پیوندسازی بیشتر میان اسباب لازم و ضروری اصل مشاهده-بودگی را مطرح می سازد و انحراف اندیشه از آن را نیز هشدار می دهد.اگر چه اهمیت این سکو تنها محدود به نقد و هشدار درباره سوگیری ها نیست بلکه فراتر از آن به اخلاق و ساحت ایمانی می پردازد و مخاطب را دعوت به اندیشه ای می کند که دال های زندگی را با نگرشی دوباره از وضع هستندگی بازشناسد.دوری اندیشه از هستبن یا همان مشاهده-بودگی و فروکاستن روان انسان به دانشی معین و تعریف شده دو محور انتقادی و از طرفی ارجاع به اصالت هستبن و شناخت وضعیت اساسی آن به مثابه جریان(روان هستنده)معرف محورهای ایجابی و اندیشه ساز این کتاب اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.