کلاویه خوش نوا اثر یوهان سباستین باخ… نوشته ای از معین کمالی

پیانوی خوش خلق یا کلاویه خوش نوا اثری شامل ۲۴ قطعه دوگانه پرلود و فوگ می باشد که توسط یوهان سباستین باخ هنگام دیدار از شهر کوتن در سال۱۷۲۲ ساخته شد و ۲۰ سال بعد با طرحی تحول یافته در شهر لایپزیک بازخوانی و کتاب دوم آن ارایه شد.این آثار در نگاه باخ برای هنرجویان مشتاق تعلیم برای سازهایی چون هارپزیکورد و کلاویکرد و امروزه پیانو ساخته شده است.اگرچه این آثار بیشتر جنبه تعلیمی دارند اما ویژگی موسیقیایی آن آنقدر تاثیرگذار است که می توان از آن به عنوان یک اثر روانشناختی برتر یاد کرد.ویژگی پوشش دهنده همه تونالیته های مینور و ماژور در آن طیف وسیعی از انعطاف روانی را بشارت می دهد.مقایسه این اثر با سایر آثار دیگر حاثز اهمیت است.زیرا اصوات در وضعیت وجودی انسان مشاهداتی را خلق می کنند که نظم و انسجام یا گسست و آشفتگی را ایجاد می کنند.نغمه ای که برای فردی حسِ انسجام است ممکن است برای دیگری حس آشفتگی باشد و این امر به وضعیت وجودی بشر بستگی دارد و از “بن شناخت” فردیت او تبعیت می کند.اصوات متناسبِ وضعیت وراثتی،محیطی،به طور کلی فرهنگی و تا حتی گاهی جنسیتی شنیده و درک می شوند و نوع پیچیدگی و غریب بودن آن بستگی به فردیتِ مشتاق دیدار با دیگری و یا بیزار از دیگری دارد.هنوز کسانی هستند که مقاومت در برابر موسیقی کلاسیک غربی دارند و آن را بیگانه و نامربوط می خوانند و عده ای دیگر آن را موسیقی جهانی و مرتبط با فردیت خویش .می دانند ممکن است فردی از شنیدن سمفونی شماره ۹ بتهوون احساس شادمانی یا حماسی بگیرد و فردی دیگر احساس کلافگی و خستگی!
اما آنچه که در آثار کلاویه خوش نوای باخ شوق برانگیز است طیف وسیعی از انعطاف های روانی است. مانند والدی که می خواهد رسم زندگی را به فرزندش تعلیم دهد به او می آموزد که از ساده ترین نغمه ها چگونه وسعت خود را جستجو کند،چگونه خود را برای مصاف با نت های پیچیده تر آماده سازد…چطور میان دست چپ و راست یا همان مغز چپ و و راست نوبت را رعایت کند و سلسله ای از هماهنگی و انسجام پدید آورد تا این انسجام طرحدانی برای مهیا سازی رشدی جهت ملاقات با پیچیدگی های موسیقی گردد[بی دلیل نبود که شوپن که آثارش از شاهکارهای دوره رمانتیک و گوش نواز زمانه ما می باشد برای آماده سازی خود از اندیشه ها و نغمات باخ بهره می برد].به عنوان مثال قطعه اول پرلود شماره ۱ آنقدر زمان را برای حرکت نت ها عادلانه و برابر تقسیم نموده و از طرفی سکوت و نظم و نوبت را چنان دقیق طراحی شده که هیچ نوسانی در آن به گوش نمی خورد:
دست راست سکوت می کند و دست چپ نت دو و می (خط اتحاد) را می نوازد،حال نوبت دست راست است که با شمارشی دقیق از نت های دولاچنگِ سل-دو-می و دوباره سل-دو-می را بنوازد.اینباربا انعطافی آرام دست چپ به نواختن دو و سپس ر مبادرت می کند و دست راست لا-ر-فا و تکرار دوباره آن را می نوازد،این انعطاف باز در میزان دیگری با اندکی تغییر پیش می رود تا ظرافت دیگری از قانون دییز با نت فا پدید آید…
این اثرِ باخ براستی که درسی از ملایمت و انعطاف پذیری را برای ساخت بنیان اصلِ شدن در تساهلی خوش خلق با جهانی دشوار تربیت می سازد.

Das Wohltemperiete Klavier

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.