گفتگویی کوتاه درباره جایگاه موسیقی… شهاب الدین چیلان و کلر مکلین

کلر مکلین در سال ۱۹۵۸ در جزیره جنوبی نیوزیلند به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی موسیقی را در نیوزیلند فراگرفت و سپس برای تحصیلات تکمیلی راهی استرالیا شد. او خود را یک مسیحی معتقد می داند، از همین رو عمده آثار آهنگسازی او حال و هوایی مذهبی دارد. او در حال حاضر مدیر گروه موسیقی دانشگاه سیدنی غربی می باشد.

چیلان
شما خود را بیشتر مدرس موسیقی می شناسید یا آهنگساز؟

مکلین
به گمانم هر دو. البته در ابتدا آهنگساز بودم به ویژه زمانی که در نیوزیلند بودم ولی پس از آمدنم به استرالیا می توانم بگویم هر دو

چیلان
عنوانی که اجتماع و نهادهای اجتماعی به ما می دهند ممکن است با آنچه ما خود را تعریف می کنیم همسان نباشد.

مکلین
دقیقا درست است. اگر بخواهم از دیدگاه اجتماعی خود را تعریف کنم باید بگویم استاد دانشگاه هستم اما از لحاظ هویت فردی به میزان برابر آهنگساز و معلم.

چیلان
در محیط های آکادمیک و دانشگاهی همیشه قوانینی وجود دارند که دنیای هنر آنرا برنمی تابد. از دید شما چطور می توان هنر را در دانشگاه تدریس کرد؟

مکلین
واقعا پرسش تامل برانگیزیست. البته اینکه شما در کدام نهاد آموزشی قرار داشته باشید تاثیر زیادی در نتیجه کار دارد. من پرسش شما را درست متوجه نشدم. وقتی از قوانین صحبت می کنید، منظورتان صرفا قوانین دانشگاه است یا قوانین خود هنر را هم شامل می شود؟

چیلان
پرسش شما پرسش من را پیچیده تر کرد. منظور من رودررو شدن قوانین نهادهای آموزشی و هنر و یا به قول شما قوانین هنر است. در هنر شما خیلی راحتتر می توانید خارج از قاعده مرسوم کار کنید ولی چنین امکانی برای یک فعالت آکادمیک چندان میسر نیست.

مکلین
بله متوجه شدم. هر چند این نقد تا اندازه ای درست است اما شرایط تحقیق در دانشگاهها در یکی دو دهه اخیر تغییرات زیادی کرده. در گذشته تحقیق تنها شامل کتاب و مقاله بود ولی امروزه هنر هم بخشی از فعالیتهای تحقیقاتی است و محقق در این بخش حق پیاده سازی خلاقیت خود را به عنوان یک فعالیت تحقیقاتی دارد. نکته ای که در اینجا در نظر گرفته می شود این است که این نوع تحقیقات عمدتا در مراحل کارشناسی ارشد یا دکتری امکان پذیر است. می توان گفت با ادامه تحصیلات محدودیتها کمتر می شود.

چیلان
به این ترتیب آیا جوان ترها بخت کمتری برای ارائه خلاقیت خود دارند؟

مکلین
حقیقت این است که من جوانان خلاق زیادی دیدم که آثار پخته ای آفریده اند با این حال نمی توان عامل تجربه را در شکوفایی هنرمند نادیده گرفت.

چیلان
یک سوال دیگر. آیا تا بحال به این مسئله اندیشیده اید که چرا موسیقی خلق می کنید یا اساسا چرا انسان به موسیقی نیاز دارد؟

مکلین
بله زیاد. تحقیقات نشان می دهند که پاره ای از حیوانات نیز به دلایل گوناگون تولید صوت می کنند اما نمی توان آنها را موسیقی نامید. همچنین می دانیم که موسیقی از گذشته های دور همراه انسان بوده و حتی پیش از پیدایش زبان. این یک مطلب؛ و نکته دیگر اینکه موسیقی برای انسان دارای معنایی الهی است. به نظرم موسیقی، در واقع بیشتر موسیقی ها توجه انسان را به معنای زندگی جلب می کنند. موسیقی و مذهب همیشه با هم رابطه نزدیکی داشته اند.

چیلان
هر چند نکته آخری که ذکر کردید بسیار پر اهمیت است اما به نظر سبک کاری شما در اینجا اثر خود را گذاشته، زیرا بر اساس آمار بیش از هشتاد در صد موسیقی تولیدی در دنیا موسیقی راک و و پاپ است که با آثار شما تفاوت ساختاری و معنایی زیادی دارند.

مکلین
بله درست است. به علت پدیده جهانی شدن ما شاهد تولیدات موسیقی در این سبکها بدون توجه به مرزها هستیم. امروزه موسیقی پاپ کره ای، ژاپنی و حتی هندی در جهان مطرح هستند. هر چند در میان آثار ساخته شده در این سبکها هم آثار ارزشمند زیادی یافت می شود.

ترجمه:شهاب الدین چیلان-سپتامبر-سیدنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.