شهاب الدین چیلان:موسیقی درمانی

موسیقی درمانی

موسیقی درمانی از گذشته تا امروز

میرشهاب الدین چیلان، عضو انجمن موسیقی درمانی استرالیا

تاریخچه موسیقی درمانی
هیچ فرهنگ و تمدنی چه در گذشته و چه در زمان حال پیدا نشده است که به نحوی موسیقی (یا عناصر تشکیل دهنده آن) در میان مردمانش وجود نداشته باشد و می¬توان گفت که در بسیاری از شرایط، موسیقی بخشی جدانشدنی از زندگی مردم بوده است. محمدرضا درویشی، پژوهشگر مطرح موسیقی نواحی کشورمان در این باره گفته است: “موسیقی نزد قبایل بدوی و فرهنگ¬های نیمه توسعه یافته مربوط به تمام زندگی روزمره آنها می¬شود. هیچ واقعه مهم در اینجا نمی¬تواند بدون همراهی با ساز و آواز عملی گردد… موسیقی در اصل مهمترین عاملی است که شامل کلید فونکسیونها، چه مادی چه معنوی است” (درویشی، ۱۳۸۱،۱۷). از میان کارکردهای گوناگون موسیقی و صدا در قالب¬هایی چون رقص، ساز و آواز می¬توان به جنبه درمانی آن نیز اشاره کرد که ردپای آن را در بسیاری از فرهنگ¬های کهن و نیز متاخر می¬بینیم.
در دوران معاصر و به ویژه با گسترش مفاهیمی چون آزادی، دموکراسی و حق انتخاب، بسیاری از مردم موسیقی را به عنوان کالای مصرفی می¬شناسند که در نتیجه دارای تاریخ مصرف نیز می¬باشد. انسان مدرن آزاد است تا هر کجا و هر زمان به کنسرت برود یا حتی پشت کامپیوترش بنشیند و موسیقی دلخواهش را دانلود کند. اما در گذشته ای نه چندان دور، موسیقی و سلامت بین مردم ارتباط نزدیک داشت و انسان پیش- مدرن موسیقی، جسم، ذهن و روان را در ارتباط با یکدیگر می¬دانست. بسیاری از محققانی که در این زمینه تحقیق کرده¬اند به این نوع ارتباط درهم تنیده اشاره کرده¬اند. برای مثال کمپبل در این باره نوشته است:”موسیقی برای قرن¬های زیاد به عنوان واسطه¬ای برای شفا بوده است و در فرهنگ¬های مختلف در طول تاریخ مثال¬هایی برای قدرت شفادهی و درمان موسیقی ذکر شده است” (ویگرام,۲۰۰۲,۱۱). همچنین می¬توان به نوشته-ای از گوک در این باره اشاره کرد: “از دیرباز موسیقی ابزاری برای درمان بوده است و آیین¬های شفادهی باستانی که در آنها از موسیقی و صوت استفاده شده تا به امروز نیز بقا یافته¬اند” (گوک ۲۰۰۰، ۳۷۸-۳۷۹).
امروزه آیینهای گوناگونی که به شیوه کهن و سنتی خود کم و بیش اجرا می¬شوند در سراسر کره زمین به حیات خود ادامه می¬دهند. به عنوان مثال، می¬توان به آیین شمن¬ها در آسیای میانه اشاره کرد که در آن شفاگر-جادوگر به وسیله آوا، رقص، ساز، مواد محرک ذهن و برخی عناصر موجود در طبیعت به اجرای مراسم درمان می¬پردازد. مراسم دیگری که خود شاهد آن بودم، آیینی است که بومیان استرالیا (ابورجینال¬ها) به وسیله آوا و سازی بادی که از درخت اکالیبتوس ساخته می¬شود به نام دیجیری¬دو برگزارمی¬کنند که قدمت چند هزار ساله دارد. همچنین در ایران، شیوه¬ه¬ای که اشعار آهنگین زرتشتی (گاتها) از گذشته تا به امروز خوانده می¬شود، می¬توان در دسته موسیقی¬های آرام بخش قرار داد. همچنین مراسم شفا به وسیله موسیقی در اقوام مختلف ایران نیز دیده می¬شود، مانند مراسم پرخوانی یا ذکر خنجر در میان ترکمن¬ها و مراسم زار که در بسیاری از مناطق جنوب کشور اجرا می¬شود. در واقع، انسان کهن در سراسر کره زمین، بدون دانش امروزی و با تکیه بربینش خود به این مهم دست یافت که موسیقی را در امور مختلف زندگیش از جمله شفا جاری کند.
فعالیتهای موسیقایی با نیت درمان افراد به صورت نظامند در ایران دارای قدمت زیادیست. در این خصوص دکتر سجاد امینی این طور می¬نویسد: “نخستین سیستم نظام یافته آکادمیک موسیقی درمانی در ایران باستان بنا گردید. بر اساس کتیبه-هایی که در سال ۱۳۴۹ یافته شده است، در دانشگاه جندی شاپور اهواز، دانش موسیقی و درمان با موسیقی از دپارتمان¬هایی بوده است که دانشجوی پزشکی آن زمان (۱۵۰۰ تا ۱۳۹۰ سال پیش) ملزم به گذراندن آن بود. نکته جالب اینست که پرستارهایی که برای بیمارستان¬های آن زمان پرورش می¬یافتند می¬بایست در نواختن چند ساز اصلی تبحر داشته باشند و بر این اساس موسیقی تجویز شده از پزشک را ارائه می¬کردند” (امینی، ۱۳۹۲). همچنین، از نخستین کسانی که درباره موسیقی و تاثیر آن بر جسم انسان مطلب نوشته است دانشمند سرشناس ایرانی، ابوعلی سینا (وفات. ۴۱۶ ه. ش.) است. او در کتاب معروف خود به نام شفا نوشته است: “علم موسیقی جزوی است از بدن انسان که میگردد از دل و سینه تا ناف گاه بالا می-رود و گاه پایین دل آید و از اول هر ماه تا سلخ، هر روزی در عضوی باشد از اعضای رئیسه …”
در غرب نیز افلاطون از پیشگامان ارائه دهنده نقش موسیقی بر روی انسان است. او در کتاب تیمائوس خود عنوان کرده است که هارمونی موجود در طبیعت و هارمونی موجود در موسیقی در ارتباط با یکدیگر هستند، لیکن موسیقی که توسط انسان تولید می¬شود در رده پایین¬¬تری نسبت به موسیقی کیهانی قرار دارد (عالم مُثل و عالم حقیقیت). افلاطون درباره نقش موسیقی در پروش انسان مطالب زیادی از خود به جا گذاشته است، برای مثال او دو نوع آموزش را برای سنین پایین لازم می¬دانست، یکی ژیمناستیک برای تقویت بدن ودیگری موسیقی برای تقویت ذهن. بعدها شاگردان او توسط افلاطون (نئوافلاطونی¬ها) دیدگاه¬های او را در زمینه¬های گوناگون گسترش دادند و گفتند که نظام ارتعاشات در موسیقی به عنوان “جهان کوچک” تعبیری است از ارتعاشاتی که در “جهان بزرگ” یافت می¬شود. بر اساس مدارک موجود می¬توان با قطعیت گفت در فرهنگ یونان باستان، موسیقی و سلامتی با یکدیگر مرتبط بودند. این دیدگاه را در فعالیت¬های فیلسوف مشهور، فیثاغورث (وفات.۵۰۰ پیش از میلاد) می¬بینیم که تا حدود قرن هجدهم که مصادف با پیدایش ایده¬های نوین پزشکی است ادامه داشت. هرچند که به دلیل نوپایی دیدگاه¬های آکادمیک در غرب در قرن هجدهم و نوزدهم شکافی بین رشته¬های گوناگون ایجاد گردید، امروزه با گذشت بیش از دو قرن با نزدیکی رشته¬های پزشکی، روان¬شناسی و پیدایش رشته¬های نوینی چون موسیقی درمانی و هنر درمانی بار دیگر شاهد نزدیکی موسیقی و سلامتی با یکدیگر در سنت غربی هستیم- مفهومی که فیثاغورث بیش از ۲۵ قرن پیش به آن اشاره کرده بود. او به وسیله سازی تک سیمه دست به اندازه گیری فواصل موسیقایی زد که نتیجه آن بدست آمدن “سری هارمونیک ” شد. با یاری سری هارمونیک، فیثاغورث دریافت که فواصل در موسیقی بر اساس اصول موجود در طبیعت به وجود آمده¬اند. همچنین، انسان قادر است که این صداها را که به واسطه ارتعاش سیم (مولکول¬های هوا) به وجود آمده¬اند به نت و موسیقی تعبیر کند. این اصوات که بر پایه اصول فیزیکی تولید می¬شوند و به واسطه گوش انسان قابل شنیدن است از نگاه فیثاغورثی بازتابنده اصوات در مقیاس جهانی هستند. حرکت اجرام سماوی نیز بنا بر این دیدگاه، در سراسر کیهان با فرکانسی مشابه در ارتعاش هستند. به زبانی دیگر موسیقی و اصوات تشکیل دهنده آن به عنوان جهان کوچک، بازتابنده جهان بزرگ می¬باشند. افلاطون نیز این ایده را گسترش داد، ایده-ای که تا دوران رنسانس به آن استناد می¬شد.
شایان ذکر است که مولانا نیز اصل موسیقی را این جهانی ندانسته و آنرا بازتابی از جریانی کلانتر بیان کرده است:
ناله سرنا و تهدید دهل چیزکی ماند بدان اجزای کل
پس حکیمان گفته اند این لحن¬ها چیزکی ماند بدان ناقور کل
بانگ گردش¬های چرخست این که خلق می سرایندش به طنبور و به حلق
ما همه اجزای آدم بوده¬ایم در بهشت آن لحن¬ها بشنوده¬ایم
گرچه برما ریخت آب و گل شکی یادمان آمد از آنها چیزکی
(مولوی، دفتر چهارم)
دیدگاهی که تاثیر جهان بزرگ بر جهان کوچک را مطرح کرده در قرن بیستم جنبه¬ای علمی به خود گرفت. قسمت عمده احیای این تفکر به فیزیک کوانتوم و فعالیت¬های آلبرت انیشتین باز می¬گردد که از تناقض بین موجی بودن یا ماده بودن ذرات بحث می¬کند. به ویژه دردهه پایانی قرن بیستم که شاهد نوعی رجعت به دیدگاه قدما درغرب هستیم، بدن وذهن انسان بسان سازی بیان شده است که قابل کوک شدن است تا بازتاب جهان بزرگ درآن مشاهده شود. “بر این مبنا، غیر عادی نیست که گروهی از دانشمندان زندگی انسان را به سفری بین سطوح مختلف بودن، از ماده تا روح تعبیر کنند. موسیقی نیز با نظم خاص خود استعاره¬ای از حیاتی غنی¬تر و سالم¬¬¬تر نمود خواهد یافت” (ویگرام ، ۲۰۰۲، ۲۹).

موسیقی درمانی در زمان ما
موسیقی درمانی به عنوان یک رشته دانشگاهی و یک شغل مجزا، در چند دهه اخیر و پس از جنگ جهانی اول و به ویژه جنگ جهانی دوم به وجود آمده است. اما نخستین دیدگاه¬های آکادمیک به موسیقی درمانی به اوایل سال¬های ۱۸۰۰ میلادی باز می¬گردد. زمانی که دو مقاله علمی در مجلات پزشکی آن زمان درباره تاثیر موسیقی در پزشکی نوشته شد. نخستین آنها در سال ۱۸۰۴ توسط دکتر ادوین اتلی و دیگری دو سال پس از آن توسط سامویل متیوس به رشته تحریر درآمد.
“علاقه به موسیقی درمانی ادامه یافت تا با به دست آوردن حمایت¬هایی در قرن بیستم چند سازمان موقت موسیقی درمانی نیز تشکیل شد. در سال ۱۹۰۳، اوا اگوستا ماسلیوس انجمن ملی موسیقی درمانی را تاسیس کرد. در سال ۱۹۲۶، ایسا ماود ایلسن انجمن ملی موسیقی در بیمارستان¬ها را بنا نهاد. و در سال ۱۹۴۱، هریت آیر سیمور نهاد ملی موسیقی درمانی را تاسیس کرد. با این که این موسسات نخستین مجلات، کتاب¬ها و دوره های آموزشی را برگزار کردند، متاسفانه قادر به توسعه کارشان به عنوان یک حرفه کلینیکی نبودند” (History of the Music Therapy ، ۲۰۱۷).
در سال ۱۹۴۴ دانشگاه دولتی میشیگان اولین دوره آکادمیک موسیقی درمانی را برگزار کرد و انجمن موسیقی درمانی آمریکا چند سال پس از آن در سال ۱۹۵۰ تاسیس گردید. به مرور زمان تعداد بیشتری دانشگاه در کشورهای گوناگون آغاز به تدریس موسیقی درمانی کردند. امروزه، در کنار انجمن موسیقی درمانی آمریکا، انجمن موسیقی درمانی استرالیا نیز از اعتبار بالایی برخوردار است.

تعریف موسیقی درمانی
تعریف موسیقی درمانی نیاز به این دارد که به موسیقی به عنوان واسطی درمانی نگریسته شود. ویگرام موسیقی درمانی را این گونه تعریف کرده است: “استفاده از موسیقی برای موارد کلینیکی، آموزشی و اجتماعی تا مراجعین یا بیماران را با نیازهای پزشکی، آموزشی، اجتماعی یا روانی تحت درمان قرار دهد” (ویگرام، ۲۰۰۰، ۳۸).
انجمن موسیقی درمانی آمریکا موسیقی درمانی را چنین تعریف کرده است: استفاده و کاربرد موسیقی در جهت برخی اهداف درمانی که می¬تواند مواردی از جمله ایجاد تقویت و ساماندهی سلامت روانی و جسمی افراد را در پی داشته باشد.
انجمن موسیقی درمانی استرالیا نیز موسیقی درمانی را چنین تعریف کرده است: موسیقی درمانی یعنی استفاده بهینه از موسیقی در جهت پاره¬ای اهداف درمانی و رفع نیازهای عاطفی، ذهنی، جسمی و اجتماعی کودکان و بزرگسالان آسیب دیده که نیاز به کمک دارند.
هر چند افراد و انجمن¬های مختلف تعاریف گوناگون و معمولا شبیه به هم را ارائه داده¬اند، برای یکپارچگی تعریف موسیقی درمانی، انجمن جهانی موسیقی درمانی (WFMT) در سال ۱۹۹۶ موسیقی درمانی را چنین تعریف کرد: موسیقی درمانی استفاده از موسیقی و/ یا عناصر موسیقی (صدا، ریتم، ملودی و هارمونی) توسط فرد متخصص درارتباط با مراجع یا گروه در فرایندی طراحی شده برای تسهیل کردن و افزایش ارتباط، رابطه، یادگیری، بیان، نظامند سازی و سایر موارد درمانی در جهت نیازهای جسمی، احساسی، ذهنی، اجتماعی و ادراکی است. موسیقی درمانی به ارتقاع توانایی¬های بالقوه و/ یا بازپروری توانایی¬های شخصی یاری می¬دهد تا مراجعه کننده به سبب رسیدن به تمامیت فردی به واسطه پیشگیری، توان بخشی و درمان به کیفیت بهتری از زندگی دست یابد.
از این تعریف چنین می¬توان برداشت کرد که موسیقی درمانی تنها برای افرادی که نیازمند درمان هستند استفاده نمی¬شود بلکه سایر افراد که قصد ارتقاع کیفیت زندگی خود را دارند نیز می¬توانند از موسیقی درمانی بهره جویند. برای مثال می¬توان به شاخه موسیقی درمانی رفتاری اشاره کرد که در آن موسیقی در جهت افزایش رفتار مثبت و کاهش رفتار منفی استفاده می-شود. موسیقی درمانی در زمینه آموزشی نیز یکی دیگر از شاخه¬های موسیقی درمانی است که برای اهداف غیر کلینیکی به وفور استفاده می¬شود.
به طور خلاصه موسیقی درمانگر به عنوان تحصیل کرده یک رشته آکادمیک که عمر آن به چند دهه می رسد، در جنبه های گوناگون و در کنار سایر درمانگران مانند گفتاردرمانگر یا روانشناس به مخاطبینش یاری می¬رساند.

منابع
درویشی، م . ۱۳۸۱، لیلی کجاست، نشر ماه ریز
امینی، س. ۱۳۹۲، پیشینه موسیقی درمانی در ایران
WWW.musictherapy.org American music therapy association-2017 history of the music therapy
Gouk, P. 2000, Music Healing in Cultural Contexts, Ashgate
Wigram, T. 2002, A Comprehensive Guide to Music Therapy, Jessica Kingsley Publishers

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.